سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )

194

تاريخ ايران ( فارسى )

مقهور شدن يونانيان بدست ايرانيان بعد از آنكه كرزوس مقهور شد مردم فريژى و ميزىها و ساير طوائف آسيا مطيع كوروش گرديدند و آن پادشاه ميل داشت مستعمرات يونانيرا كه در ساحل آسياى صغير بودند و بعضى از آنها قدرت كلى داشتند نيز در تحت استيلاى خود درآورده سلطنت خويش را تكميل نمايد ، رفتار يونانيها هم خارج از مآل‌انديشى بود يعنى از موافقت با كوروش در جنگ با كرزوس غلبه يافت ميبايست آنها با فاتح او مقابله نمايند ، پس در اين حال استيصال از اسپارتيان استمداد كردند اما آنها اهل فداكارى نبودند و اكتفا بفرستادن سفيرى نزد كوروش نمودند و از روى نخوت از او تقاضا كردند كه متعرض بلاد يونانى نشود و الا مورد خصومت اسپارتيان خواهد شد . آن پادشاه بزرگ كه بيش از اسپارتيان ترتيب محاوره را ميدانست از اين اخطار اظهار امتنان نموده و گفت بپرهيزيد از اينكه عنقريب بجاى دلسوزى بر احوال يونانيها بر مصائب خودتان نوحه‌گرى نمائيد . بارى بلاد يونان تدريجا مطيع شدند زيرا كه ايرانيان از آشوريها فن محاصرهء بلاد را آموخته « 1 » و شورش مردم سارد هم كه در آنموقع واقع شد و ايرانيها را مجبور بمحاصرهء آن بلاد نمود مفيد نشد ليكن حس آزاديخواهى يونانيها در بعضى موارد بقدرى جدى و شديد بود كه سكنهء فوسه و تئوس تمكين استيلاى ايرانيها را نكرده بهيئت اجتماع از دريا به طرف غرب مهاجرت كردند و يكى از آن جماعت مارسيل و ديگرى آبدر را بنا نمودند و اين قضيه هم دليل بر قوت و حسن انتظام و ترتيب سفائن و كشتىرانى آن‌ها مىباشد . محاربات شرقى كوروش كمى پس از تسخير سارد و قبل از تسليم شدن بلاد يونانى آسياى صغير كوروش بجانب مشرق شتافت و مدت پنج شش سال يعنى از سال 545 تا سال 539 پيش از ميلاد تقريبا از نظر غائب و مشغول محاربه با طوائف « 2 » غيرمعلوم بوده است و محتمل است كه اين محاربات براى فرونشاندن شورشهائى

--> ( 1 ) - صفحهء 558 كتاب هال « مؤلف » . ( 2 ) - بر طبق نظريهء هو و ويلس اين لشكركشى بعد از گرفتن بابل بوده است « مؤلف » .